حاج ملا هادي السبزواري
109
شرح مثنوى
حفيف مطلق كردن كجا و آهن موم كردن كجا ؟ و بالجمله معجزات عقليه كجا و معجزات حسيّه كجا ؟ و لهذا اعلى معجزات پيغمبر ما قرآن است به اعتبار اشتمال او بر اعلى مراتب علم توحيد و علم اسماء . اگر چه همهء معجزات از علوّ مرتبت و مظهريت علم و قدرت است . ليكن بعضى در نزد ارباب قلوب و لبوب ، ارغب ، و بعضى در نظر اهل حس اعجب . و انبياء و اوليا و بالجمله ارباب دُوَل حقّه جامع و داراى همه هستند . ( ( 2510 ) ) خواجه زادهء عقل مانده بىنوا * نفس خونى خواجه گشته و پيشوا ك 177 14 خواجه زادهء عقل : يعنى خواجه زاده ، كه عقل جزئى باشد . اگر گويى كه خواجه - كه غلامى كه نفس باشد او را كشته - كيست ؟ گويم : عقل نظرى كه بالقوّه مانده به سبب خواهشهاى نفسانى ، بلكه عقل عملى تامّ صاحب مقام و ملكه هم مىشود كه بالقوّه مانده . و كشتن گاوتن اقتضاى فعليّت تامّ كامل نمىكند . بلكه در هر رياضتى ، كشتن عقل جزئى است گاوتن را . يك باره ميرد هر كسى بىچاره جامى بارها ( ( 2512 ) ) ليك موقوفست بر قربان گاو * گنج اندر گاو دان اى گنج كاو ك 177 15 گنج اندر گاو دان : چنان كه وجود حقّانى واجبى را مرتبهء احديّت است كه لا اِسمَ و لا رسم و غيب الغيوب و غيب مكنون و سرّ مصون و كنز مخفى گويند - كه كنت كنزاً مخفيّاً ، الحديث - و مرتبهء و احديت است كه مجمع اسماء حسنى و صفات عليا است و هو الحىّ العليم القدير المريد السّميع البصير المتكلم . و اينها امّهات اسمائند ، و الفروع لا تُعَدُّ وَلا تُحْصى ، و قالوا فى مقام الواحدية جاءت الكثرة كم شئت . همچنين آيت كبراى او را كه نفس ناطقهء قدسيّهء انسانيه باشد ، مرتبهء آيت احديتى است كه در آن مرتبه لا اسم بحسبه و لا رسم ، و لا يقال عليها اكثر من موجود او او وجود . و مرتبهء آيت واحديتى است كه مقام جامعيت كمالاتست و هو الحى به العالم القادر الشائى السامع الباصر الناطق . و همچنين اسماء و اوصاف خلقية مثل العاقل بجميع انحاء التعقل الانفعالى و الفعلى المتوهم المتخيل الحساس المحرك المتحرك و غيرها . پس آن مرتبه آيت احديت از نفس قدسيه گنجى است در گاوتن . اى گنجكاو : از آن چه گفتيم ظاهر شد اطلاق گنجكاو بر عقل قدسى . و گذشت كه گنج كاو اسم يكى از گنجهاى جمشيد و از هشت گنج خسرو پرويز است . و ايطا در بيت نيست . چه ، كاو در